و یه مرداد شیرین
مرداد نوشت هامون خیلی زیاد شده...سفر شمال قبلی مال مرداد بود...پست قبلی و این پست هم مرداد و پست سفر به شمال بعدی هم مال مرداده...میخواستم همشون رو تو یه پست بزارم ولی خیلی زیاد میشد گاهی نگران میشم منی که دارم با این همه جزییات خاطراتت رو مینویسم اصلا قراره خونده بشه نوشته هام از طرف تو؟؟نمیدونم...شاید اگه کمتر بود باز یه دوری میزدی توش....شاید هم مثل خودم خاطره باز باشی و دوست داشته باشی همشون رو....به هرحال من که هم از تجربه کردنشون با تو لدت میبرم و هم از نوشتنشون وقتی بهت میگم بزرگ شدنت رو حس میکنم....برای تو قابل درک نیست....وقتی بهت میگم از رفتنت به خو...












