ویار
تو دوران بارداری اصلا نه هوس چیزی کردم و نه از چیزی بدم میومد و انگار این آقا کوچولو گذاشته بود به دنیا بیاد و خودش جبران کنه عادات غذاییت شدیدا شبیه محمد و روزی که برای اولین بار بهت فسنجون دادم و همه رو از دهنت ریختی بیرون و قیافتو در هم کردی بیشتر مطمئن شدم ولی از همه چی برام جالب تر درخواست حلوا بود بعد از تعطیلات عید یه روز عصر تو داشتی ماشین بازی میکردی و محمد زنگ زد بهم که یکی از سریال های نوروزی رو داره تلوزیون پخش مبکنه و ببینش و تا کانالو عوض کردم تو هم بازی رو بی خیال شدی و اومدی جلوی تی وی و گفتی: هانومه داله چی تار میتونی؟؟؟ گفتم: داره حلوا درست میکنه گلم. گفتی: آیدینم می اصلا فکرشو هم نمیکردم که واقعا حلوا ...












